تبليغاتX
❤❤❤❤❤.:: ساحل انتظار ::.❤❤❤❤❤

❤❤❤❤❤.:: ساحل انتظار ::.❤❤❤❤❤

مثل ساحل آرام باش تا مثل دریا بی قرارت باشند

 

هر شروعی را پایان یست و این پایان کار وبلاگ ساحل انتظار و در اخر هیچ کس بام  نبود(اخرین پست)


به نام خدای مهربانم


دریا باش(شاید این بهترین راه باشه)

شاید  دریا شدن بهترین راه برای ادامه زندگی باشه

این گل تقدیم به آنهای که خیلی دوسشون دارم


Red Rose, beautiful, beauty, flowers, lovely, nature


دلم گرفت از آسمون هم از زمین هم از زمون

تو زندگیم چقد غمه دلم گرفته از همه

ای روزگار لعنتی تلخه بهت هر چی بگم

امشب از اون شباست که من دوباره دیوونه بشم

امشب از اون شباست که من دلم می خواد داد بزنم

از این همه در به دری به لب رسیده جون من

*
به داد من نمی رسه خدای آسمون من*



سلام به همه دوستان گلم که در این مدت بام بودند و از نظرات خوبشون استفادهای کامل بردم .شاید بعضی از دوستان  که این پست ببینند، تعجب کنن چرا این پست اخرین پست من شد ،از همه دوستان عزیز که با من بودند کمال تشکر دارم،ولی باور کنید دیگه نمی تونم وبلاگم آپ کنم ،نه روحیشو دارم نه انگیزه آپ کردن دارم . می دونید چیه از سال 86 وارد دنیای اینترنت شدم کلا بر خلاف خیلی ازپسرها که عشقشون فوتبال یا سیاسته  و می رن دنبال مطالب مبتذل می گشتن، من دنبال مطالب فرهنگی بودم و کلا مطالب فرهنگی رو خیلی دوست داشتم ،در اون موقع خیلی دوست داشتم یک فعالیتی توی اینترنت انجام بدم .خلاصه من می تونستم بیام دنیای اینترنت .ولی چون اون موقع از اینترنت دیال اپ استفاده می کردم فعالیتم خیلی محدود بود ، من توی چند سایت گفتگو عضو شدم وفعالیتهای انجام دادم ولی زیاد از اینترنت لذت نمی بردم . بالاخره سال90  با اینترنت دایال آپ خداحافظی کردم و اینترنت پرسرعت گرفتم و همین شد. تا پام به دنیای وبلاگ نویسی باز بشه.فکر را ه اندازی وبلاگ به سرم زد. روزی که اولین پست این وبلاگ را نوشتم هدفم این بود که با دیگر دوستان در ارتباط باشم و از تجربیاتشان استفاده کنم و متقابلا من نیز در حد اطلاعاتم به دیگران کمک کنم ، گفتم با این کار شایدبتونم دوستان خوبی پیدا کنم ،خدای شکر چند دوست که واقعآ خیلی مهربونن تونستم پیدا کنم .از همشون تشکر می کنم . مطمعآ باشن هیچ وقت آنها رافراموش نمی کنم .شاید بتونم به نظراتشون پاسخ بدم .سرتونو بیشتر از این دردنمیارم ،اما میگم که من کنار نمیکشم ولی معلوم نیست دوباره کی بیام سروبلاگم سرپا بشه چون ضربه روحی بدی بهم خورد.زیاد حال روحیم خوش نیست.تاچند وقت به روز نمیکنم و این چند وقت معلوم نیست چند روز باشه یاچند ماه یا برای همیشه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟  ولی به هرحال این وبلاگ را حذف نمیکنم تااز قسمت پیوندهای آن بشه استفاده کرد و در اینجا از همه پوزش میخواهم که ازامروز آپ نمی کنم و برای همه عزیزان آرزوی سلامتی  و شادی موفقیت در همه امور زندگیتان را از خدای بزرگ خواستارم

.



نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391ساعت 21:35 توسط صادق| |

تو ساکتی اما / دلت پر از غوغاست / یه واژه مجهول / تو چشم تو پیداست / یه چیزی که پشت
دل تو پنهونه / اینجا کسی قدر تو رو نمیدونه...
یه مانع سرسخت / جلوی احساست / میفهمم از چشمات / نگو به من ساکت
نمیتونم مثل / عروسکا باشم / یه گوشه ای آروم  بشینمو پاشم...                     
به جرم چی باید / تقاص عشقو داد / کدوم تب شومی / تو فال ما افتاد !
به کدوم نگاه خواست / من از تو برگردم / کدوم دلی میخواست / بگی که دلسردم...

نوشته شده در چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391ساعت 9:45 توسط صادق| |

گاه می رویم تا برسیم.
کجایش را نمی ‌دانیم.
فقط می‌ رویم تا برسیم ...



بی خبر از آنکه همیشه رفتن راه رسیدن نیست.
گاه برای رسیدن باید نرفت، باید ایستاد و نگریست.
باید دید، شاید رسیده ای و ادامه دادن فقط دورت کند.
باید ایستاد و نگریست به مسیر طی شده ...


love



گاه رسیده ای و نمی‌ دانی
و گاه در ابتدای راهی و گمان می کنی رسیده ای
مهم رسیدن نیست، مهم آغاز است
که گاهی هیچ روی نمی دهد
و گاهی می شود بدون آنكه خواسته باشی!

:ادامه مطلب:
نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1391ساعت 9:37 توسط صادق| |

اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم سکوت را فراموش می کردی
تمامی ذرات وجودت عشق را فریاد می کرد...


اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم چشمهایم را می شستی
و اشکهایم را با دستان عاشقت به باد می دادی
اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم نگاهت را تا ابد بر من می دوختی
تا من بر سکوت نگاه تو
رازهای یک عشق زمینی را با خود به عرش خداوند ببرم
ای کاش می دانستی
اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم هرگز قلبم را نمی شکستی
گر چه خانه ی شیطان شایسته ی ویرانی است
اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم لحظه ای مرا نمی آزردی
که این غریبه ی تنها , جز نگاه معصومت پنجره ای
و جز عشقت بهانه ای برای زیستن ندارد
ای کاش می دانستی
اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم همه چیز را فدایم می کردی
همه آن چیز ها که یک عمر بخاطرش رنج کشیده ای
و سال ها برایش گریسته ای
اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم
همه آن چیز ها که در بندت کشیده رها می کردی
غرورت را ...... قلبت را ...... حرفت را
اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم
دوستم می داشتی
همچون عشق که عاشقانش را دوست می دارد
کاش می دانستی که چقدر دوستت دارم
و مرا از این عذاب رها می کردی
ای کاش تمام اینها را می دانستی

می دانستی چقدر دوست دارم

نوشته شده در سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391ساعت 10:34 توسط صادق| |

به احتمال زیاد هرکسی که غرورش زیاد باشه و این داستان رو بخونه اشک چشمانش را خواهد سوزاند!!

http://img4up.com/up2/43128627217045402988.jpg

پشت چراغ قرمز تو ماشین داشتم با تلفن حرف میزدم و برای طرفم شاخ و شونه میکشیدم که نابودت میکنم ! به زمین و زمان میکوبمت تا بفهمی با کی در افتادی! زور ندیدی که اینجوری پول مردم رو بالا میکشی و........ خلاصه فریاد میزدم.
یه دختر بچه یه دسته گل دستش بود و چون قدش به پنجره ی ماشین نمیرسید هی میپرید بالا و میگفت آقا گل ! آقا این گل رو بگیرید....
منم در کمال قدرت و صلابت و در عین حال عصبانیت داشتم داد میزدم و هی هیچی نمیگفتم به این بچه ی مزاحم! اما دخترک سمج اینقد بالا پایین پرید که دیگه کاسه ی صبرم لبریز شد و سرمو آوردم از پنجره بیرون و با فریاد گفتم: بچه برو پی کارت ! من گـــل نمیخـــرم ! چرا اینقد پر رویی! شماها کی میخواین یاد بگیرین مزاحم دیگران نشین و....
دخترک ترسید... کمی عقب رفت ! رنگش پریده بود ! وقتی چشماشو دیدم ناخودآگاه ساکت شدم! نفهمیدم چرا یک دفعه زبونم بند اومد! البته جواب این سوالو چند ثانیه بعد فهمیدم! ساکت که شدم و دست از قدرت نمایی که برداشتم ، اومد جلو و با ترس گفت : آقا! من گل نمیفروشم! آدامس میفروشم! دوستم که اونور خیابونه گل میفروشه! این گل رو برای شما ازش گرفتم که اینقد ناراحت نباشین! اگه عصبانی بشین قلبتون درد میگیره و مثل بابای من میبرنتون بیمارستان، دخترتون گناه داره....... دیگه نمیشنیدم!
خدایا چه کردی با من! این فرشته چی میگه؟!
حالا علت سکوت ناگهانیم رو فهمیده بودم! کشیده ای که دخترک با نگاه مهربونش بهم زده بود ، توان بیان رو ازم گرفته بود! و حالا با حرفاش داشت خورده های غرور بی ارزشم رو زیر پاهاش له میکرد!
یه صدایی در درونم ملتمسانه میگفت: رحم کن کوچولو! آدم از همه ی قدرتش که برای زدن یک نفر استفاده نمیکنه! ... اما دریغ از توان و نای سخن گفتن!
تا اومدم چیزی بگم ، فرشته ی کوچولو ، بی ادعا و سبکبال ازم دور شد! حتی بهم آدامس هم نفروخت!
هنوز رد سیلی پر قدرتی که بهم زد روی قلبمه ! چه قدرتمند بود!!
مواظب باشید با کی درگیر میشید! ممکنه خیلی قوی باشه و کتک بخورید!



منبع:http://eshgheman.ir/

نوشته شده در سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391ساعت 10:31 توسط صادق| |

خداوندا، خداوندا !!!

قرارم باش و یارم باش ...

جهان تاریکی محض است !!!

می‌ترسم ،

کنارم باش ...

نوشته شده در دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391ساعت 11:43 توسط صادق| |

ایــن روزهــا دلــم اصــرار دارد

فــریــاد بــزنــد؛

امــا

مــن جــلوے دهــانــش را مے گــیــرم

وقــتــے مــے دانــم کــســی تــمــایــلــے بــه شــنــیــدن صــدایــش نــدارد

ایــن روزهــا مــــــن
خــداے ســــکــــــوت شــــده ام؛

خــفــقــان گــرفــتــه ام تــا آرامــش اهــالــے دنــیــا،

خــــط خــــطــے نــشــــود . . .!!!








نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم فروردین 1391ساعت 11:33 توسط صادق| |

00118  عكس عاشقانه LOVE

0224  عكس عاشقانه LOVE



:ادامه مطلب:
نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391ساعت 0:36 توسط صادق| |

سلام به همه دوستان خوبم ونازنين .مخصوصآ ان دسته از  دوستان عزيزي كه با نظر خوبشن  ما را ياري مي كنند.

كمال تشكر از همه عزيزان دارم,

اين بار به درخواست يك دوست عزيز كه از ما درخواست كرد. اين پست در وبلاگ قرار داديم.

 
كتاب الكترونيكي پيام

يك كتاب الكترونيكي پرمحتوا و مفيد براي موبايل كه مطالب بسيار مفيدي داره حتمآ دانلود كنيد


ویژگیهای كتاب الكترونيكي پيام:

سرعت فراخوانی بالای صفحات

ارسال كتاب از طريق بلوتوث

امکان انتخاب متن از داخل صفحات با قابلیت ویرایش به منظور ارسال از طریق SMS ، Email و …
 جستجو در کتاب
تغییر سایز فونت نرم افزار ( متوسط – بزرگ – بسیار بزرگ )

بخش های اصلی كتاب

معرفي استان و شهرستان

موبايل و كامپيوتر

جالبه اگه بخوانيد

معرفي سايت مفيد

همه پيش شماره شهر و روستا استان خوزستان

دانستني هاي جالب

اس ام اس

داستانهاي زيبا

شاد زيستن

معرفي شخصيت اين ماه

حتمآ دانلود كنيد .

 نظر يادتون نره؟!!


دريافت كتاب


نوشته شده در جمعه یازدهم فروردین 1391ساعت 1:26 توسط صادق| |


نوشته شده در پنجشنبه دهم فروردین 1391ساعت 2:20 توسط صادق| |

قالب وبلاگ : قالب وبلاگ
 فال حافظ - قالب وبلاگ